۱۳۸۹ بهمن ۱۰, یکشنبه

Replay


Replay
Replay
Replay
.
.
.
دنیام هر روز کوچکتر میشه. یک اتاق 15 متری که چند روزی هست یک گل مهمونشه. یک دفتر کار به وسعت یک صندلی و یک مانیتور و تلی از مقلات و آهنگ هایی که هر کدوم دهها بار تکرار می شن و فراموش می شن.
...
همیشه به زندگی در لحظه اعتقاد داشتم. ولی امید به آینده هم می تونه به زندگی طراوت بده.
یک نفر رو میشناختم آرزوهاش رو نقاشی می کرد. چقدر به آرزوهاش رسیده؟ هنوز هم امیدوار و خوشحاله؟
شاید اون داره به این فکر می کنه که در لحظه باید زندگی کنه.
"آدم ها هیچ وقت جایی که هستند رو خوش ندارن"
البته هیچ وقت به زندگی بهتری فکر نمی کردم. همیشه زندگی همین بود. نوسان در لحظات خوشحالی ناراحتی و سکوت. سومی رو دوست دارم. غرق شدن در لحظات. مرور کردن 3 ، 4 سایت برای دهها بار. گوش دادن به یک آهنگ برای ساعت ها و سکوت

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر