باز هم ترشح اسید معده.
باز هم معده درد.
باز هم طعم بد آب.
امروز خبرهایی میخوندم راجع به سفر خامنهای به قم و اینکه چقدر این سفر توسط مراجع و طلاب به چالش کشیده شده. این اخبار تمام روزهای بد بعد از انتخابات رو واسم زنده کرد. معده درد، بد طعم بودن آب و اینکه تا چند ماه توی خانه بدون اینکه به چیزی فکر کنم راه میرفتم. با این تفاوت که این دفعه یک جور امید همراهش هست. امید به اینکه خونهای ریخته شده نتیجه میده. امید به اینکه خونهایی که در راه آزادی و مردم ریخته شده ثمر میده. امید به اینکه این خونها فراموش نشن.
درد معده رو ترجیح میدم نسبت به بی تفاوت بودن و فکر نکردن.
پی نوشت:
آهنگ این روز هام "یک روز خوب میاد" هیچ کس و "لالایی برای بیداری" دریا دادور

ببینم جریان طعم بد آب چیه؟
پاسخ دادنحذفنمی دونم. شاید وقتی ترشح اسید معده زیاده باعث میشه چیزایی که بی طعمند بد به نظر بیان
پاسخ دادنحذف