دیگه هیچ کس در دنیام وجود نداره. اینجا هم بیشتر به یک دفتر خاطرات خصوصی تبدیل شده تا حرف زدن با کسی. این هم دنیاییه. خیلی خوابم میاد ولی دلم نمی خواد بخوام چون فردا همون روز تکراری، هفته تکراری. نه ماه رو دیگه تشخیص نمی دم. آخر هفته میشه. دو روز می خوابم. بعد دوباره اول هفته. چقدر خوبه کسی اینجا رو نمی خونه که بگه قدر موقعیتی که توش هستی رو بدون.
کاش خوابم نمیبرد

